تبليغاتX
به نام آنکه عشق را آفرید تا عاشق شویم
آیا تابه حال به این فکر کرده اید که در ذهن خانم ها چه می گذرد؟ آیا می دانستید که گاهی اوقات منظور خانم ها آن چیزی نیست که بر زبان می آورند؟ آنها ممکن است چیزی به زبان بیاورند و منظورشان دقیقاً برعکس آن باشد. اما خانم ها واقعاً چه می خواهند؟ در این مقاله رازهایی را برایتان فاش می کنیم که خانم ها اصلاً دوست ندارند شما آنها را بدانید

بلوندها همیشه هم خنگ نیستند. اگر فکر می کردید که همه بلوندها خنگ هستند باید بگویم که کاملاً در اشتباهید. رنگ مو ارتباطی با هوش ندارد. آنها فقط خودشان را خنگ جلوه می دهند که جذاب تر و بانمک تر به نظر برسند و شما پول بیشتری خرجشان کنید. و اگر شما این کار را بکنید آنوقت باید بگوییم که خنگ شما هستید نه آنها!

خانم ها به حد مرگ حسودند. شاید انکار کنند اما واقعیت این است که شدیداً حسادت می کنند اگر طرفشان با یک زن ناشناس یا حتی یک دوست حرف بزند. شاید طور دیگری خود را نشان دهد اما مطمئن باشید که شعله های حسادت درونش زبانه می کشد.

من ---- ترین زن دنیام. همه خانم ها چنین طرز تفکری دارند حتی اگر سعی کنند که انکارش کنند. تقریباً همه خانم ها دوست دارند احساس کنند که تنها ملکه زیبایی در دنیا هستند و هیچ چیز دیگری در دنیا با آنها برابری نمی کند.

من چاقم؟ مطمئنم که این جمله تابه حال چندین و چند بار به گوشتان خورده است اما اجازه بدهید خیلی راحت قبول کنیم. خانم ها هرچقدر هم که لاغر باشند به هیچ وجه خودشان را لاغر نمی دانند. تقریباً همه خانم ها عادت دارند که هر لباسی که می پوشند قبلش بپرسند که چاق نشانشان می دهد یا نه.

همیشه درمورد خریدهایشان دروغ می گویند. ممکن است برای خرید موادغذایی بیرون رفته باشند اما مطمئناً برای خودشان هم یک چیزی می خرند. بعد سعی می کنند یا آنرا پنهان کنند یا درمورد قیمت آن دروغ بگویند.

هیچ رازی را با آنها درمیان نگذارید. تقریباً همه خانم ها هر رازی که به آنها بگویید را با دوستانشان هم درمیان می گذارند. اگر اینکار را نکنند آنوقت وقتی برای ناهار بیرون می روند یا برای خوردن چای دور هم جمع می شوند حرف کم می آورند. این مسئله حتی درمورد خصوصی ترین رازهایتان هم صدق می کند (امیدوارم متوجه شده باشید منظورم چه رازهایی است).

چه کفش هایی پایتان است؟ بله واقعیت دارد، خانم ها مردها را از روی کفش هایشان می سنجند. پس بهتر است دفعه بعد که بیرون رفتید، کفش های شیک تر و تمیزتری بپوشید.

وقتی خیانت کنید می فهمند. سیستم عاطفی و احساسی خانم ها آنقدر قوی است که وقتی خیانت کنید سریع به آنها انتقال می دهد. هرچقدر هم که در اینکار خبره باشید اما مطمئن باشید که از چشم او پوشیده نمی ماند.
+ نوشته شده توسط مهدی مرد در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 19:5 |

#include
#include
int main()
{
cout<<"\n"<<"=================== mohasebeye rishehaye mo'adeleye dareje 2 ==================="<<"\n";
mehdi :
double a;
cout <<"a=";
cin >>a;
if (0==a)
{
cout<<"\n\n\n"<<"error !!!!!!!!!! a  nabayad sefr bashad "<<"\n\n\n"<<"*********************** copy writh 2008 __ by mehdi mard ***********************"<<"\n";
goto mehdi;
}
else
{
double b,c,e,f,j,h,delta,x,x1,x2,jazredelta;
cout <<"b=";
cin >>b;
cout <<"c=";
cin >>c;
delta=(b*b)-4*a*c;
cout <<"\n\n"<<"delta = "<if (b==a+c)
{
cout<<"_________ az rahe * b=a+c * _________\n\n"<<"x1= -1 "<<"\n\n"<<"x2= "<<-c/a<<"\n\n";
}
if (0==a+b+c)
{
cout<<"_________ az rahe * a+b+c=0 *  _________\n\n"<<"x1= 1"<<"\n\n"<<"x2= "<}
if (delta>=0)
{
if (delta>0)
{
jazredelta=sqrt(delta);
cout<<"_________ az rahe * delta * _________\n\n"<<"jazre delta = "<e=2*a;
f=-b;
j=f+jazredelta;
h=f-jazredelta;
x1=h/e;
cout <<"x1="<x2=j/e;

cout<<"x2="<}
else
{
x=-b/2*a;
cout<<"risheye moza'af : "<}
}
if (delta<0)
{
cout <<"* moadele rishe nadarad *\n\n";
}
cout<<"*********************** copy writh 2008 __ by mehdi mard ***********************"<<"\n";
}
goto mehdi;
}

+ نوشته شده توسط مهدی مرد در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 15:54 |
 

قبل از ازدواج

مرد: آره، ديگه نمي‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم

زن: مي‌‌خواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فکرش را هم نکن

زن: منو دوست داري؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من خيانت کردي؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى مي‌‌کني؟

زن: منو مسافرت مي‌‌بري؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو مي‌‌زني؟

مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !

زن: مي‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟

...............................................................

بعد از ازدواج

* متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!

 

+ نوشته شده توسط مهدی مرد در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 17:35 |
اميدوارم هر كي عاشق با خوندن اينا دلش عاشق تر بشه

البته مواظب باشين رو عشقتون خيلي جوش نزنين چون

ممكنه واسه قلبتون ضرر داشته باشه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی مرد در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 14:19 |
 

اینا رو بخونین هم خودتونو بهتر میشناسین هم دیگران رو

 

امیدوارم وقتی خوندین از خودتون یا طرفتون متنفر نشین 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی مرد در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 11:39 |

 

اولین باری که باتو حرف زدم

از دیدار با تو می ترسیدم

اولین باری که دیدمت

از در اغوش گرفتنت می ترسیدم

اولین باری کو تو را در اغوش گرفتم

از این که عاشقت شوم می ترسیدم

الان که عاشقتم

از این که از دستت بدم می ترسم

 

+ نوشته شده توسط مهدی مرد در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 11:24 |
 

 به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد

به ابر گفتم عشق چيست؟ باريد

به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد

به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد

به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد

به انسان گفتم عشق چيست؟

 اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:

ديوانگيست !!!

 

+ نوشته شده توسط مهدی مرد در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 11:17 |
ای کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود / و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود.
 
 
رفتم بازار سياه  براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان
 
 
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه که هرگز نميخواد تو رو ببينه
 

ديشب نديدي كه چه محشر كردم با اشك تمام كوچه را تر كردم ديشب كه سكوت دق مرگم ميكرد وابستگي ام را به تو عبادت كردم
 
 
قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست
داره
 
 
+ نوشته شده توسط مهدی مرد در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 11:3 |
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو
 
برای عشق قبول کن ولی غرورتو از دست نده
 
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو
 
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه
 
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن
 
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن
 
برای عشق بمیر ولی کسی را نکش
 
برای عشق خودت باش ولی خوب باش
 
 
+ نوشته شده توسط مهدی مرد در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 10:58 |
خوبه بعضي از پسرا بدونن که چرادخترا بهشون ميگن داداش:

 واسه اين دخترا بهتون ميگن داداش يعني زياد بهم نزديک نشو
 واسه اين دخترا بهتون ميگن داداش که وقتي مزاحم پيدا کردن بتونن با کمک داداشي ردش کنن
واسه اين دخترا بهتون ميگن داداش که وقتي ناراحتن با يکي حرف بزنن
واسه اين دخترا بهتون ميگن داداش که وقتي مي خوان لج يکي رو در بيارن از داداش کمک بگيرن
واسه اين دخترا بهتون ميگن داداش که گاهي چيزايي رو که نمي دونن ازشون ياد بگيرن
واسه اين دخترا بهتون ميگن داداش يعني من نمي خوام دوست پسر داشته باشم بي خيال من شو
واسه اين دخترا بهتون ميگن داداشکه هم باهات حرف بزنن هم از هر پيشنهاد ناراحت کننده اي در امان باشند
خوب ديگه بسه......

+ نوشته شده توسط مهدی مرد در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 18:36 |